پزشکی علوم پایه

راه رفتن فرد فلج با استفاده از اگزو اسکلت

راه رفتن فرد فلج با استفاده از اگزو اسکلت
نوشته شده توسط shiva salimian

مردی فلج توانست با استفاده از یک اسکلت خارج از بدن یا اگزو اسکلت که توسط ذهن کنترل می شود، مجددا راه برود. اگرچه که این فرد نمی تواند بدون این اسکلت راه رود، اما با وجود این اسکلت، به زمین نمی خورد و می تواند کارهای فیزیکی انجام دهد. راوی وایدیانتان از کالج امپریال لندن، که در این پروژه نقشی نداشته، می گوید: “این، یک اختراع چشم گیری است.”

اشتراک گذاری

مردی فلج توانست با استفاده از یک اسکلت خارج از بدن یا اگزو اسکلت که توسط ذهن کنترل می شود، مجددا راه برود. اگرچه که این فرد نمی تواند بدون این اسکلت راه رود، اما با وجود این اسکلت، به زمین نمی خورد و می تواند کارهای فیزیکی انجام دهد. راوی وایدیانتان از کالج امپریال لندن، که در این پروژه نقشی نداشته، می گوید: “این، یک اختراع چشم گیری است.”

همچنین سنسورهای کار گذاشته در مغز فردی که چهار سال پیش گردنش شکسته بود، این امکان را داد تا بتواند بازوها و دستهای اسکلت را حرکت دهد. چندین گروه در حال کار بر روی روش هایی هستند که با خواندن افکار افراد که از آسیب های نخاعی رنج می برند، این امکان را فراهم سازند تا بتوانند مجدداً بر بدن خود کنترل داشته باشند. تاکنون رایج ترین روش درج الکترودهای اولتراتین در مغز بوده است.

بازگشت حس بینایی با ربات های ریز: کریستوس برژل در New Scientist Live

اگزو اسکلت مستلزم داشتن سیم هایی است که وارد جمجمه می شوند و باعث ایجاد عفونت می شوند. همچنین الکترودها، به تدریج کار خود را در طی ماه های بعد متوقف می کنند، زیرا با سلول هایی که نوعی بافت اسکار را تشکیل می دهند، پوشانده می شوند.
برای حل این مشکلات، آلیم لوئیس بنابی و همکارانش در دانشگاه گرنوبل آلپ در فرانسه، به جای آن، الکترودهایی را در بالای مغز فرد، بر روی غشای بیرونی سخت آن قرار داده اند. بنابید می گوید: “اگر هر نوع عفونتی بوجود آید، قطعا در خارج از مغز خواهد بود.”

محققان با اجازه از تایبالت، چندین اسکن مغزی را انجام دادند تا دریابند، هنگامی که او در مورد راه رفتن یا حرکت بازوهای خود فکر می کند، کدامیک از نواحی مغز او فعال می شود. سپس آن ها دو دیسک 5 سانتی متری در دو طرف جمجمه ی وی قرار دادند و الکترودهایی که در قسمت تحتانی هر یک از دیسک ها قرار داشت را جایگرین سنسورهای مغزی او کردند. تایبالت با استفاده از سنسورها، ابتدا تلاش کرد تا آواتارها را در کامپیوتر به صورت ذهنی جا به جا کند. سپس او اگزواسکلت را پوشید و یاد گرفت که چطور راه برود، در حالی که تمام فعالیت های فیزیکی او از ذهنش نشات می گرفت. تایبالت می گوید: “من احساس کردم مثل فردی هستم که برای اولین بار بر روی کره ی ماه قدم می گذارد. من از دو سال پیش تا به حال، راه نرفته ام و فراموش کرده بودم که از بسیاری از افراد داخل این اتاق قد بلندتر هستم و این حس عجیبی را در من زنده کرد. “

مترجم: ساناز سلیمیان دستجردی

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

shiva salimian